
ABOUT ME کم کم تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دستو زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت.اینکه عشق تکیه کردن نیستو رفاقت، اطمینان خاطرو یاد میگیری که بوسه ها قرارداد نیستندو هدیه ها، عهد و پیمان معنی نمیدهند.و شکست هایت را خواهی پذیرفتسرت را بالا خواهی گرفت با چشمهای بازبا ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکانهو یاد میگیری که همه ی راههایت را هم امروز بسازیکه خاک فردا برای خیال ها مطمئن نیستو آینده امکانی برای سقوط به میانه ی نزاع در خود داردکم کم یاد میگیریکه حتی نور خورشید می سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری.بعد باغ خود را می کاری و روحت را زینت می دهیبه جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.و یاد می گیری که میتوانی تحمل کنی...که محکم هستی...که خیلی می ارزی...
ادامه مطلب
ABOUT ME کم کم تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دستو زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت.اینکه عشق تکیه کردن نیستو رفاقت، اطمینان خاطرو یاد میگیری که بوسه ها قرارداد نیستندو هدیه ها، عهد و پیمان معنی نمیدهند.و شکست هایت را خواهی پذیرفتسرت را بالا خواهی گرفت با چشمهای بازبا ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکانهو یاد میگیری که همه ی راههایت را هم امروز بسازیکه خاک فردا برای خیال ها مطمئن نیستو آینده امکانی برای سقوط به میانه ی نزاع در خود داردکم کم یاد میگیریکه حتی نور خورشید می سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری.بعد باغ خود را می کاری و روحت را زینت می دهیبه جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.و یاد می گیری که میتوانی تحمل کنی...که محکم هستی...که خیلی می ارزی...
ادامه مطلب
دل خوش کردم به لحظه هایی که خیال میکنم مالِ منن .. اصلا حواسم نیست ..*"هیچ ساعتی دقیق نیستو هیچ چیز مال ِ خودِ آدم نیست ،مگر همان چیزهایی که خیال می کنددل بستگی هایی به آن دارد ،بعدیکی ...یکیآن ها را از آدم میگیرند .." آخ .. یکی یکی آن ها را از آدم میگیرند .. شاید همین بود تو نداشته هام دست پا زدم همه عمر .. که نمیرم تو از دست دادنشون .. که نمیرم .. منی که همه عمر میخواستم بمیرم .. حواست هست ؟!که نمیرم .. که نمیرم .. تو سرمایِ سردِ نچسب .. همون جایی که ذره ذره تو تمام بودنت میره جا خوش میکنه .. وقتی به خودت اومدی یه سردِ خاکستری شدی .. یخ .. خونِتو رگ هاتم گرم نیست.. انگار مُردی حواست نیست .. نفس بکش .. نفس بکش .. حالا گیریم این لعنتی سخت بیاد بالا .. کِش بیاد .. سعی کن .. عمیق تر نفس ب...
ادامه مطلب
یه جاهایی میرسه که میُبری ؟! میفهمی این لغتُ اصلا ؟! این جاها را چطور ؟! میفهمی .. باید بفهمی .. هرکس فکر میکنم به نوبه ی خودش رسیده به اینجا .. به عمقِ عمق این بُریدنه .. راستش اینجا هیچی به هیچ دردی نمیخوره .. همه چی مزخرف تر از مزخرف میشه و هیچ دبی فوردی ؛ برایان تریسی ،مورفی هیچ کی و هیچ چی هیچ غلطی نمیتونه بکنه به هیچ وجه .. جالب اینجا که خود آدمم به طرز خیلی عجیبِ مزخرفی هر کاری که میکنه اوضاع رو داغون تر ازاونی که هست میکنه فقط ! و همه چی کِش میاد .. کِش میاد .. کِش میاد .. صبحا کش میاد .. ظهرا .. شبا .. آخ شبا .. شبا .. حرفا .. آدما .. بعد یه جاهایی تو همون عمقِ عم...
ادامه مطلب
مکالمه های کوتاهکفاف گلایه های بلند مرا نخواهد دادتا کی سلام کنیمحال هم را بپرسیمو به هم دروغ بگوییم که خوبیمدروغ هایمان از سیم های تلگراف و کوهها و دشت ها عبور کنند و صادقانه به هم برسندما فقطدروغهایمان به هم می رسدمن خوب نیستم...اصلا. "رویا شاه حسین زاده"...
ادامه مطلب