خرید بک لینک
امشب که چیزی نزدیک به سه دقیقه که البته چون خشک شده بودم سر جام و نمی‌تونستم تکون بخورم، یه تایم تقریبی هستش! فهمیدم اینکه مامانت بگه من یه چیزی تو خونه دیدم که داشت راه می رفت و بعد از اون دیگه زندگی به قبل از اینکه مامانت اینو بگه برنمی‌گرده، تغییر مسیر میده، تا اونجا که ساعت ۲:۴۳ دقیقه بامداد وقتی یه صدا از زیر تختت می شنوی خشک میشی حتی نمیتونی جیغ بزنی! و اتاقت مثل کل خونه میشه کابوس از چیزی که کسی ندیده و معلوم نیست هست یا نیست ! ولی به تنهایی ریده تو آرامشت! بله من از موش می ترسم ! و ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1404 ساعت: 5:21

حتی خودمم نمی‌دونم چقد داغونم دیگه! پنجاه روز ِکه روحم، روانم، مغزم، ذهنم در حال منفجر شدنه! الان انگار تمام اون فشارها از گوشه گوشه بدنم داره میزنه بیرون.. همه چی بهم ریخته .. کل زندگیم بهم ریخته .. قرار بود دیگه فاجعه سازی نکنم .. . خب لابد فقط بدشانسی آوردم که حساسیت شدید دادم و دارم به فاک میرم ! که درد عضلانی شدید هم تو همون نقطه و سایر نقاط رو دارم متحمل میشم ! اینکه تو آینه خودمو نگاه میکنم از سیاهی زیر چشام طفره میرم ! اینکه تو چیزی نزدیک به سی روز، شش کیلو کم کردم .. اینکه بعد دو مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1404 ساعت: 5:21

باید بگم .. هرچند تلخ .. هرچند سخت .. دردناک .. اشتباه کردم .. حتی وقتی میدونستم دارم اشتباه میکنم .. بازم انجامش دادم .. ادامه دادم .. ادامه دادم .. چیزی رو ادامه دادم که تموم شده بود .. خیلی وقت بود تموم شده بود و میدونستم .. با بند بند وجودم میدونستم .. بعد از تمام اون مسیری که لحظه لحظه ش رو جون کنده بودم که به اون نقطه برسم .. بعد از هر روز ناامیدی و دست و پا زدن تو توهم امیدی که خودم برای خودم ساخته بودم .. بعد از تمام اون بی تعلقی ها.. بعد از تمام اون رها شدن تو بلاتکلیفی ها.. انزجارادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1404 ساعت: 5:21

ABOUT ME کم کم تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دستو زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت.اینکه عشق تکیه کردن نیستو رفاقت، اطمینان خاطرو یاد میگیری که بوسه ها قرارداد نیستندو هدیه ها، عهد و پیمان معنی نمیدهند.و شکست هایت را خواهی پذیرفتسرت را بالا خواهی گرفت با چشمهای بازبا ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکانهو یاد میگیری که همه ی راههایت را هم امروز بسازیکه خاک فردا برای خیال ها مطمئن نیستو آینده امکانی برای سقوط به میانه ی نزاع در خود داردکم کم یاد میگیریکه حتی نور خورشید می سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری.بعد باغ خود را می کاری و روحت را زینت می دهیبه جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.و یاد می گیری که میتوانی تحمل کنی...که محکم هستی...که خیلی می ارزی .و می آموزی و می آموزیبا هر خداحافظییاد می گیری ..."خورخه لوئیس بورخس"_____________________رضا ( خسرو شکیبایی ): ببین دلخوری، باش. عصبانی هستی، باش. قهری، باش . هر چی می خوای باشی باشولی حق نداری با من حرف نزنی . فــَمیــدی ؟"خانه سبز"________________به صد مرگ ِ سخت به صد مرگ ِ سخت تر در زندگی لحظاتی هست که به صد مرگ ِ سخت تر می ارزند ..خاطره ای شاید ..رویایی ..اتفاقی .."حسین پناهی "________________نزديکتر ... اصلا هيچ!خودم میآيميک جوری میبوسمتکه بوسه از شدتِ حسادتحاليش نشود چه بر فهمِ علاقه رفته است! "سید علی صالحی "ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاصلن به تو افتاده مسیرم که بمیرم .."فاضل نظری" ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث اکبری‌پور تاريخ: جمعه 2 شهريور 1403 ساعت: 15:20

ABOUT ME کم کم تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دستو زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت.اینکه عشق تکیه کردن نیستو رفاقت، اطمینان خاطرو یاد میگیری که بوسه ها قرارداد نیستندو هدیه ها، عهد و پیمان معنی نمیدهند.و شکست هایت را خواهی پذیرفتسرت را بالا خواهی گرفت با چشمهای بازبا ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکانهو یاد میگیری که همه ی راههایت را هم امروز بسازیکه خاک فردا برای خیال ها مطمئن نیستو آینده امکانی برای سقوط به میانه ی نزاع در خود داردکم کم یاد میگیریکه حتی نور خورشید می سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری.بعد باغ خود را می کاری و روحت را زینت می دهیبه جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.و یاد می گیری که میتوانی تحمل کنی...که محکم هستی...که خیلی می ارزی .و می آموزی و می آموزیبا هر خداحافظییاد می گیری ..."خورخه لوئیس بورخس"_____________________رضا ( خسرو شکیبایی ): ببین دلخوری، باش. عصبانی هستی، باش. قهری، باش . هر چی می خوای باشی باشولی حق نداری با من حرف نزنی . فــَمیــدی ؟"خانه سبز"________________به صد مرگ ِ سخت به صد مرگ ِ سخت تر در زندگی لحظاتی هست که به صد مرگ ِ سخت تر می ارزند ..خاطره ای شاید ..رویایی ..اتفاقی .."حسین پناهی "________________نزديکتر ... اصلا هيچ!خودم میآيميک جوری میبوسمتکه بوسه از شدتِ حسادتحاليش نشود چه بر فهمِ علاقه رفته است! "سید علی صالحی "ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاصلن به تو افتاده مسیرم که بمیرم .."فاضل نظری" ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث اکبری‌پور تاريخ: جمعه 2 شهريور 1403 ساعت: 15:20

دلم میخواد فقط تموم شه این تابستون تموم شه .. دلم میخواد از پنجره که بیرون رو نگاه میکنم انقدر بغضم نگیره که نیستی .. داره چیزی نزدیک به چهل روز میشه مامان بزرگ قشنگم .. و من من من فکر میکنم دارم تحمل میکنم .. یه فشار مضاعفی داره مغزم رو فشرده و فشرده تر میکنه و از چشامم بیرون میزنه.. انقد زیاده اصلا که از وسط پیشمونیم.. چشمام .. گونه هام حتی بیرون میزنه .. و مغزم منفجر نمیشه ! میشه یکی بیاد حرف بزنیم .. از هرچی .. از دمای هوا اصلا ! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 1 شهريور 1403 ساعت: 2:37

خیلی وقت بود یادم رفته بود درد مچ پا چطوره! حالا یادت اومد ؟! یادم اومد .. یخ گذاشتن رو مچ پا تونست دمای مغزم رو پایین بیاره اما میزان دردی که از وسط پیشونی و چشمام به بیرون پرتاب میشه رو نه تنها کاهش نداد که افزود..

برچسب: نویسنده: حدیث اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 1 شهريور 1403 ساعت: 2:37

ABOUT ME کم کم تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دستو زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت.اینکه عشق تکیه کردن نیستو رفاقت، اطمینان خاطرو یاد میگیری که بوسه ها قرارداد نیستندو هدیه ها، عهد و پیمان معنی نمیدهند.و شکست هایت را خواهی پذیرفتسرت را بالا خواهی گرفت با چشمهای بازبا ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکانهو یاد میگیری که همه ی راههایت را هم امروز بسازیکه خاک فردا برای خیال ها مطمئن نیستو آینده امکانی برای سقوط به میانه ی نزاع در خود داردکم کم یاد میگیریکه حتی نور خورشید می سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری.بعد باغ خود را می کاری و روحت را زینت می دهیبه جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.و یاد می گیری که میتوانی تحمل کنی...که محکم هستی...که خیلی می ارزی .و می آموزی و می آموزیبا هر خداحافظییاد می گیری ..."خورخه لوئیس بورخس"_____________________رضا ( خسرو شکیبایی ): ببین دلخوری، باش. عصبانی هستی، باش. قهری، باش . هر چی می خوای باشی باشولی حق نداری با من حرف نزنی . فــَمیــدی ؟"خانه سبز"________________به صد مرگ ِ سخت به صد مرگ ِ سخت تر در زندگی لحظاتی هست که به صد مرگ ِ سخت تر می ارزند ..خاطره ای شاید ..رویایی ..اتفاقی .."حسین پناهی "________________نزديکتر ... اصلا هيچ!خودم میآيميک جوری میبوسمتکه بوسه از شدتِ حسادتحاليش نشود چه بر فهمِ علاقه رفته است! "سید علی صالحی "ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاصلن به تو افتاده مسیرم که بمیرم .."فاضل نظری" ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 1 شهريور 1403 ساعت: 2:37

ABOUT ME کم کم تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دستو زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت.اینکه عشق تکیه کردن نیستو رفاقت، اطمینان خاطرو یاد میگیری که بوسه ها قرارداد نیستندو هدیه ها، عهد و پیمان معنی نمیدهند.و شکست هایت را خواهی پذیرفتسرت را بالا خواهی گرفت با چشمهای بازبا ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکانهو یاد میگیری که همه ی راههایت را هم امروز بسازیکه خاک فردا برای خیال ها مطمئن نیستو آینده امکانی برای سقوط به میانه ی نزاع در خود داردکم کم یاد میگیریکه حتی نور خورشید می سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری.بعد باغ خود را می کاری و روحت را زینت می دهیبه جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.و یاد می گیری که میتوانی تحمل کنی...که محکم هستی...که خیلی می ارزی .و می آموزی و می آموزیبا هر خداحافظییاد می گیری ..."خورخه لوئیس بورخس"_____________________رضا ( خسرو شکیبایی ): ببین دلخوری، باش. عصبانی هستی، باش. قهری، باش . هر چی می خوای باشی باشولی حق نداری با من حرف نزنی . فــَمیــدی ؟"خانه سبز"________________به صد مرگ ِ سخت به صد مرگ ِ سخت تر در زندگی لحظاتی هست که به صد مرگ ِ سخت تر می ارزند ..خاطره ای شاید ..رویایی ..اتفاقی .."حسین پناهی "________________نزديکتر ... اصلا هيچ!خودم میآيميک جوری میبوسمتکه بوسه از شدتِ حسادتحاليش نشود چه بر فهمِ علاقه رفته است! "سید علی صالحی "ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاصلن به تو افتاده مسیرم که بمیرم .."فاضل نظری" ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث اکبری‌پور تاريخ: يکشنبه 28 مرداد 1403 ساعت: 19:03

یه روز دست خودتو میگیری میکشی بیرون از هرچی باید، از هرجا باید..همون روزی که برای نجات از جهنمی که گیر کردیم ..هه هیچ نجاتی در کار نیست ..دیگه منتظر کسی نیستی ..هیچ کس تو هیچ معنایی! دوست..خانواده.. معشوق ..رفیق .. دیگه به آدما نگاه نمیکنی چون منتظر دیدنش نیستی ..چون اون روز دیگه منتظر افتادن هیچ اتفاقی تو زندگیت نیستی .. منتظر اومدن هیچ آدمی تو زندگیت نیستی ..دست خودتو میگیری میری رو پل هوایی میشینی و ساعت ها به رد شدن همه چیز نگاه میکنی..حالا میدونم که اونجا هم مثل من طرد شده .. یه مکان طرد شده .. مکان ها بی آدما متروکن.. مفلوکن.. و آدما .. بیخیال آدما .. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث اکبری‌پور تاريخ: يکشنبه 28 مرداد 1403 ساعت: 19:03

√حالا هی بخواه ..وقتی نمیشه،'>نمیشه، نمیشه .. میدونی احتمالا یه همچین چیزی باشه! تا وقتی موهات بلنده هر موقع که به سرت میزنه میتونی اختیار کنی بری جلو آینه همه حرصتو خالی کنی، دلیلش رو نمیدونم اما وقتی که یه روز گرفتی کوتاهش کردی تو معنای تمام کلمه نمیتونی بری جلو آینه و دلت بخواد که بلند بشه .. چون نمیشه، زندگی باید یه همچین چیز مزخرفی باشه؟! + تاريخ ساعت نويسنده . . . ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث اکبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 مرداد 1403 ساعت: 14:26

ABOUT ME کم کم تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دستو زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت.اینکه عشق تکیه کردن نیستو رفاقت، اطمینان خاطرو یاد میگیری که بوسه ها قرارداد نیستندو هدیه ها، عهد و پیمان معنی نمیدهند.و شکست هایت را خواهی پذیرفتسرت را بالا خواهی گرفت با چشمهای بازبا ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکانهو یاد میگیری که همه ی راههایت را هم امروز بسازیکه خاک فردا برای خیال ها مطمئن نیستو آینده امکانی برای سقوط به میانه ی نزاع در خود داردکم کم یاد میگیریکه حتی نور خورشید می سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری.بعد باغ خود را می کاری و روحت را زینت می دهیبه جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.و یاد می گیری که میتوانی تحمل کنی...که محکم هستی...که خیلی می ارزی .و می آموزی و می آموزیبا هر خداحافظییاد می گیری ..."خورخه لوئیس بورخس"_____________________رضا ( خسرو شکیبایی ): ببین دلخوری، باش. عصبانی هستی، باش. قهری، باش . هر چی می خوای باشی باشولی حق نداری با من حرف نزنی . فــَمیــدی ؟"خانه سبز"________________به صد مرگ ِ سخت به صد مرگ ِ سخت تر در زندگی لحظاتی هست که به صد مرگ ِ سخت تر می ارزند ..خاطره ای شاید ..رویایی ..اتفاقی .."حسین پناهی "________________نزديکتر ... اصلا هيچ!خودم میآيميک جوری میبوسمتکه بوسه از شدتِ حسادتحاليش نشود چه بر فهمِ علاقه رفته است! "سید علی صالحی "ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاصلن به تو افتاده مسیرم که بمیرم .."فاضل نظری" ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1403 ساعت: 16:24

دلم میخواهد از چشمهای همه به دستهایم برگردمو چیزی برای همه بنویسمامروز که فهمیدهام برادرِ کوچِک زمینمچشمهایم دیگر مطمئن به همهچیز نگاه میکندقسمتی از آتشم را آب میگیرد و پیش میآیدمن آرام شدهام، آرامآنقدر که یک خورشید و یک ماه رامیتوانم چون مادری دوطرفِ سینهام بخوابانم و بگویمتحمل کنید تحملباید ادامه دهیمآنقدر آرام شدهامکه ببرها رام شدهاندو دستمالهای سفیدی را، به خاطرِ آهوها، به درختان میبندندــ شرم همهچیز را میبوسد ــبه چشمهای همه طوری نگاه میکنمکه سیبهای روی شاخه تاب نمیآورندو با هر بار افتادنِ سیبی بر زمینبرقی به چشمهای آنها میآیدو شادی لایهلایه در آنها موج میگیردباید آنقدر لبخند بزنمکه نوری گرم رنگها را بر گهوارهای بنشاند و برگردانَدآنقدر آرام شدهامکه احساس میکنم همهچیز را شستهاندخوشبختی را در ریهها و چشمهایم نفَس میکشمو حس میکنمهیچ پرندهای به اندازۀ انسان پروازه نکرده استباید به چشمهای همه تبریک گفتو عریان شد و از آوندهای درختان بالا رفترقص رقص رقصشادی و رقص...دیگر میترسم حرف بزنمانگار همهچیز همین لحظه از خواب بیدار شدهو حیف است که صدایی در میان باشدبنویسیک روز نیز برای زندهگی کافیست#شهرام شیدایی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث اکبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 18 بهمن 1402 ساعت: 5:42

ABOUT ME کم کم تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دستو زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت.اینکه عشق تکیه کردن نیستو رفاقت، اطمینان خاطرو یاد میگیری که بوسه ها قرارداد نیستندو هدیه ها، عهد و پیمان معنی نمیدهند.و شکست هایت را خواهی پذیرفتسرت را بالا خواهی گرفت با چشمهای بازبا ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکانهو یاد میگیری که همه ی راههایت را هم امروز بسازیکه خاک فردا برای خیال ها مطمئن نیستو آینده امکانی برای سقوط به میانه ی نزاع در خود داردکم کم یاد میگیریکه حتی نور خورشید می سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری.بعد باغ خود را می کاری و روحت را زینت می دهیبه جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.و یاد می گیری که میتوانی تحمل کنی...که محکم هستی...که خیلی می ارزی .و می آموزی و می آموزیبا هر خداحافظییاد می گیری ..."خورخه لوئیس بورخس"_____________________رضا ( خسرو شکیبایی ): ببین دلخوری، باش. عصبانی هستی، باش. قهری، باش . هر چی می خوای باشی باشولی حق نداری با من حرف نزنی . فــَمیــدی ؟"خانه سبز"________________به صد مرگ ِ سخت به صد مرگ ِ سخت تر در زندگی لحظاتی هست که به صد مرگ ِ سخت تر می ارزند ..خاطره ای شاید ..رویایی ..اتفاقی .."حسین پناهی "________________نزديکتر ... اصلا هيچ!خودم میآيميک جوری میبوسمتکه بوسه از شدتِ حسادتحاليش نشود چه بر فهمِ علاقه رفته است! "سید علی صالحی "ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاصلن به تو افتاده مسیرم که بمیرم .."فاضل نظری" ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1402 ساعت: 21:42

ABOUT ME کم کم تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دستو زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت.اینکه عشق تکیه کردن نیستو رفاقت، اطمینان خاطرو یاد میگیری که بوسه ها قرارداد نیستندو هدیه ها، عهد و پیمان معنی نمیدهند.و شکست هایت را خواهی پذیرفتسرت را بالا خواهی گرفت با چشمهای بازبا ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکانهو یاد میگیری که همه ی راههایت را هم امروز بسازیکه خاک فردا برای خیال ها مطمئن نیستو آینده امکانی برای سقوط به میانه ی نزاع در خود داردکم کم یاد میگیریکه حتی نور خورشید می سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری.بعد باغ خود را می کاری و روحت را زینت می دهیبه جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.و یاد می گیری که میتوانی تحمل کنی...که محکم هستی...که خیلی می ارزی .و می آموزی و می آموزیبا هر خداحافظییاد می گیری ..."خورخه لوئیس بورخس"_____________________رضا ( خسرو شکیبایی ): ببین دلخوری، باش. عصبانی هستی، باش. قهری، باش . هر چی می خوای باشی باشولی حق نداری با من حرف نزنی . فــَمیــدی ؟"خانه سبز"________________به صد مرگ ِ سخت به صد مرگ ِ سخت تر در زندگی لحظاتی هست که به صد مرگ ِ سخت تر می ارزند ..خاطره ای شاید ..رویایی ..اتفاقی .."حسین پناهی "________________نزديکتر ... اصلا هيچ!خودم میآيميک جوری میبوسمتکه بوسه از شدتِ حسادتحاليش نشود چه بر فهمِ علاقه رفته است! "سید علی صالحی "ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاصلن به تو افتاده مسیرم که بمیرم .."فاضل نظری" ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث اکبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 آبان 1402 ساعت: 20:09

صفحه بندی