هلپ می پلیز!
-
تاریخ: 1404/9/27 ساعت: 5:21
امشب که چیزی نزدیک به سه دقیقه که البته چون خشک شده بودم سر جام و نمیتونستم تکون بخورم، یه تایم تقریبی هستش! فهمیدم اینکه مامانت بگه من یه چیزی تو خونه دیدم که داشت راه می رفت و بعد از اون دیگه زندگی به قبل از اینکه مامانت اینو بگه برنمیگرده، تغییر مسیر میده، تا اونجا که ساعت ۲:۴۳ دقیقه بامداد وقت...
موهام خیلی بلند شده ..
-
تاریخ: 1404/9/27 ساعت: 5:21
حتی خودمم نمیدونم چقد داغونم دیگه! پنجاه روز ِکه روحم، روانم، مغزم، ذهنم در حال منفجر شدنه! الان انگار تمام اون فشارها از گوشه گوشه بدنم داره میزنه بیرون.. همه چی بهم ریخته .. کل زندگیم بهم ریخته .. قرار بود دیگه فاجعه سازی نکنم .. . خب لابد فقط بدشانسی آوردم که حساسیت شدید دادم و دارم به فاک میرم ...
فقط باید یاد میگرفتم زمانی که باید می رفتم، می رفتم..
-
تاریخ: 1404/9/27 ساعت: 5:21
باید بگم .. هرچند تلخ .. هرچند سخت .. دردناک .. اشتباه کردم .. حتی وقتی میدونستم دارم اشتباه میکنم .. بازم انجامش دادم .. ادامه دادم .. ادامه دادم .. چیزی رو ادامه دادم که تموم شده بود .. خیلی وقت بود تموم شده بود و میدونستم .. با بند بند وجودم میدونستم .. بعد از تمام اون مسیری که لحظه لحظه ش رو جون...
روز سوم
-
تاریخ: 1403/6/2 ساعت: 15:20
ABOUT ME کم کم تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دستو زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت.اینکه عشق تکیه کردن نیستو رفاقت، اطمینان خاطرو یاد میگیری که بوسه ها قرارداد نیستندو هدیه ها، عهد و پیمان معنی نمیدهند.و شکست هایت را خواهی پذیرفتسرت را بالا خواهی گرفت با چشمهای بازبا ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکا...
روز چهارم
-
تاریخ: 1403/6/2 ساعت: 15:20
ABOUT ME کم کم تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دستو زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت.اینکه عشق تکیه کردن نیستو رفاقت، اطمینان خاطرو یاد میگیری که بوسه ها قرارداد نیستندو هدیه ها، عهد و پیمان معنی نمیدهند.و شکست هایت را خواهی پذیرفتسرت را بالا خواهی گرفت با چشمهای بازبا ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکا...
کسی پیدا میشه ؟
-
تاریخ: 1403/6/1 ساعت: 2:37
دلم میخواد فقط تموم شه این تابستون تموم شه .. دلم میخواد از پنجره که بیرون رو نگاه میکنم انقدر بغضم نگیره که نیستی .. داره چیزی نزدیک به چهل روز میشه مامان بزرگ قشنگم .. و من من من فکر میکنم دارم تحمل میکنم .. یه فشار مضاعفی داره مغزم رو فشرده و فشرده تر میکنه و از چشامم بیرون میزنه.. انقد زیاده اصل...
شروع فصل مصدومیت ها ؟!
-
تاریخ: 1403/6/1 ساعت: 2:37
خیلی وقت بود یادم رفته بود درد مچ پا چطوره! حالا یادت اومد ؟! یادم اومد .. یخ گذاشتن رو مچ پا تونست دمای مغزم رو پایین بیاره اما میزان دردی که از وسط پیشونی و چشمام به بیرون پرتاب میشه رو نه تنها کاهش نداد که افزود.. Adblock test (Why?)
روز دوم.
-
تاریخ: 1403/6/1 ساعت: 2:37
ABOUT ME کم کم تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دستو زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت.اینکه عشق تکیه کردن نیستو رفاقت، اطمینان خاطرو یاد میگیری که بوسه ها قرارداد نیستندو هدیه ها، عهد و پیمان معنی نمیدهند.و شکست هایت را خواهی پذیرفتسرت را بالا خواهی گرفت با چشمهای بازبا ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکا...
زندگی چیزی جز توهم نبود .. توهم رسیدن به چیزهایی که نیست ..
-
تاریخ: 1403/5/28 ساعت: 19:03
ABOUT ME کم کم تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دستو زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت.اینکه عشق تکیه کردن نیستو رفاقت، اطمینان خاطرو یاد میگیری که بوسه ها قرارداد نیستندو هدیه ها، عهد و پیمان معنی نمیدهند.و شکست هایت را خواهی پذیرفتسرت را بالا خواهی گرفت با چشمهای بازبا ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکا...
..
-
تاریخ: 1403/5/28 ساعت: 19:03
یه روز دست خودتو میگیری میکشی بیرون از هرچی باید، از هرجا باید..همون روزی که برای نجات از جهنمی که گیر کردیم ..هه هیچ نجاتی در کار نیست ..دیگه منتظر کسی نیستی ..هیچ کس تو هیچ معنایی! دوست..خانواده.. معشوق ..رفیق .. دیگه به آدما نگاه نمیکنی چون منتظر دیدنش نیستی ..چون اون روز دیگه منتظر افتادن هیچ ات...
حالا هی بخواه ..وقتی نمیشه، نمیشه ..
-
تاریخ: 1403/5/24 ساعت: 14:26
√حالا هی بخواه ..وقتی نمیشه،'>نمیشه، نمیشه .. میدونی احتمالا یه همچین چیزی باشه! تا وقتی موهات بلنده هر موقع که به سرت میزنه میتونی اختیار کنی بری جلو آینه همه حرصتو خالی کنی، دلیلش رو نمیدونم اما وقتی که یه روز گرفتی کوتاهش کردی تو معنای تمام کلمه نمیتونی بری جلو آینه و دلت بخواد که بلند بشه .. چون...
بیست و یکمین روز بهار بود ..xa0
-
تاریخ: 1403/2/3 ساعت: 16:24
ABOUT ME کم کم تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دستو زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت.اینکه عشق تکیه کردن نیستو رفاقت، اطمینان خاطرو یاد میگیری که بوسه ها قرارداد نیستندو هدیه ها، عهد و پیمان معنی نمیدهند.و شکست هایت را خواهی پذیرفتسرت را بالا خواهی گرفت با چشمهای بازبا ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکا...
یهو دنیا خاموش شد ..
-
تاریخ: 1402/11/18 ساعت: 5:42
دلم میخواهد از چشمهای همه به دستهایم برگردمو چیزی برای همه بنویسمامروز که فهمیدهام برادرِ کوچِک زمینمچشمهایم دیگر مطمئن به همهچیز نگاه میکندقسمتی از آتشم را آب میگیرد و پیش میآیدمن آرام شدهام، آرامآنقدر که یک خورشید و یک ماه رامیتوانم چون مادری دوطرفِ سینهام بخوابانم و بگویمتحمل کنید تحملباید ادامه ...
گرچه به صورت تقریبی ..
-
تاریخ: 1402/10/7 ساعت: 21:42
ABOUT ME کم کم تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دستو زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت.اینکه عشق تکیه کردن نیستو رفاقت، اطمینان خاطرو یاد میگیری که بوسه ها قرارداد نیستندو هدیه ها، عهد و پیمان معنی نمیدهند.و شکست هایت را خواهی پذیرفتسرت را بالا خواهی گرفت با چشمهای بازبا ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکا...
دخترکم، اگه هنوز زنده ایی، برنگرد .. همه چی تموم شد.
-
تاریخ: 1402/8/24 ساعت: 20:09
ABOUT ME کم کم تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دستو زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت.اینکه عشق تکیه کردن نیستو رفاقت، اطمینان خاطرو یاد میگیری که بوسه ها قرارداد نیستندو هدیه ها، عهد و پیمان معنی نمیدهند.و شکست هایت را خواهی پذیرفتسرت را بالا خواهی گرفت با چشمهای بازبا ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکا...
زمانش رسیده .. هیچ کاری نکن .. فقط به حرفی که زد گوش کن .. برای آخرين بار ..
-
تاریخ: 1402/8/24 ساعت: 20:09
ABOUT ME کم کم تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دستو زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت.اینکه عشق تکیه کردن نیستو رفاقت، اطمینان خاطرو یاد میگیری که بوسه ها قرارداد نیستندو هدیه ها، عهد و پیمان معنی نمیدهند.و شکست هایت را خواهی پذیرفتسرت را بالا خواهی گرفت با چشمهای بازبا ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکا...
طاقت بیار ..
-
تاریخ: 1402/8/17 ساعت: 2:42
کاش آروم بشم .. کاش میشد آروم بشم .. کاش میدونستم چطور باید آروم بشم .. کاش یکی بود آرومم کنه .. کاش خودم از پسش برمیومدم.. کاش همه چی تموم شه .. کاش یه لحظه آروم شم .. کاش آروم شم .. کاش تموم شم .. کاش تموم شم .. Adblock test (Why?)
باختم .. اما به هیچ کلمه ایی برای بلند شدن احتياج ندارم ..
-
تاریخ: 1402/7/2 ساعت: 23:01
ABOUT ME کم کم تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دستو زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت.اینکه عشق تکیه کردن نیستو رفاقت، اطمینان خاطرو یاد میگیری که بوسه ها قرارداد نیستندو هدیه ها، عهد و پیمان معنی نمیدهند.و شکست هایت را خواهی پذیرفتسرت را بالا خواهی گرفت با چشمهای بازبا ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکا...
خنده های تو مرا باز از این فاصله کُشت..
-
تاریخ: 1402/6/8 ساعت: 18:59
ABOUT ME کم کم تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دستو زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت.اینکه عشق تکیه کردن نیستو رفاقت، اطمینان خاطرو یاد میگیری که بوسه ها قرارداد نیستندو هدیه ها، عهد و پیمان معنی نمیدهند.و شکست هایت را خواهی پذیرفتسرت را بالا خواهی گرفت با چشمهای بازبا ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکا...
تبریک میگم بهت گه کشیدی به تمام زندگیم !
-
تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 22:50
ABOUT ME کم کم تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دستو زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت.اینکه عشق تکیه کردن نیستو رفاقت، اطمینان خاطرو یاد میگیری که بوسه ها قرارداد نیستندو هدیه ها، عهد و پیمان معنی نمیدهند.و شکست هایت را خواهی پذیرفتسرت را بالا خواهی گرفت با چشمهای بازبا ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکا...